سرای خاموشان

سخن عشق و حقیقت از مجرای جان عارفان جهان

ای آمده از عالم روحانی تفت

ای آمده از عالم روحانی تفت
حیران شده در پنج و چهار و شش و هفت
می نوش ندانی ز کجا آمده‌ای
خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت


خیام

۰

خوش آن که در این زمانه آزاده بزیست

خوش آن که در این زمانه آزاده بزیست
خرسند به هر چه هستی اش داده بزیست
این یک دم عمر را گرامی می داشت
آزاده و هم ساده و با باده بزیست


خیام

۱

آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی

آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی
معذوری اگر در طلبش می کوشی
باقی همه رایگان نیرزد، هشدار
تا عمر گران مایه بدان نفروشی


خیّام

۱

ای بیخبران راه نه آنست و نه این!

قومی متفکّرند اندر ره دین
قومی به گمان فتاده از راه یقین
می ترسم از آن که بانگ آید روزی
کای بیخبران راه نه آنست و نه این


خیّام

۰
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان