پنجشنبه ۱۴ دی ۹۶
بلا رمزی ز بالای ته باشد
جنون سری ز سودای ته باشد
به صورت آفرینم این گمان بی
که پنهان در تماشای ته باشد
باباطاهر
بلا رمزی ز بالای ته باشد
جنون سری ز سودای ته باشد
به صورت آفرینم این گمان بی
که پنهان در تماشای ته باشد
باباطاهر
در کوی تو عاشقان درآیند و روند
خون جگر از دیده گشایند و روند
ما بر در تو چو خاک ماندیم مقیم
ورنه دگران چو باد آیند و روند
عراقی
آنجا که تویی عقل کجا در تو رسد
خود زشت بُوَد که عقل ما در تو رسد
گویند ثنای هر کسی برتر از اوست
تو برتر از آنی که ثنا در تو رسد
عراقی
تا چند از این غرور بسیار تو را
تا کی ز خیال هر نمودار تو را
سبحانالله که از تو کاری عجب است
تو هیچ نه و این همه پندار تو را
مولانا