چون میدانی که جمله ماییم
با جمله مگو، زبان ما باش
چون اعجمیند خلق جمله
تو با همه ترجمان ما باش
چون میدانی که جمله ماییم
با جمله مگو، زبان ما باش
چون اعجمیند خلق جمله
تو با همه ترجمان ما باش
اگر تو خود را با خدا برابر نکنی، خدا را نخواهی فهمید؛ چرا که شبیه تنها با شبیه شناخته می شود.
هرمس (ادریس نبی)
نقاشی: یوسف در حال تعبیر رویای فرعون، اثر رگینالد آرتور
🌿مطالب بیشتر را می توانید در کانال تلگرامی لامکان دنبال کنید.
درون این بدن
ذات اسراری نفس می کشد
درون این بدن
قلب آیات می تپد.
درون این بدن
تمام عالَم می درخشد،
چنانکه قدّیسان می گویند.
عابدان، زاهدان، راهبان
همگی گمگشته اند
با نقابهای بی شمار
در جستجوی او.
غیب گویان و حکیمان
به دقّت متون و کتابهای مقدّس را بازگو می کنند،
ایشان با دانش کور شده اند.
زیارتهای ایشان،
و روزه داری ها،
و مجاهدتهاشان
چیزی جز فریب نیست.
بر خلاف عبادتهای بی نقضشان،
هیچ مقصدی نمی یابند.
تنها قدّیسان
که قلبِ بدن را می شناسند
به هدف نائل آمده اند، ای تولسی.
این را دریاب، و تو آزادی را یافته ای.
در حالیکه معلّمان در دامها گرفتار آمده اند
و تنها سراب را می شناسند
در آینه.
گر چه وصالش نه به کوشش دهند
هر قدر ای دل که توانی بکوش
لطف خدا بیشتر از جرم ماست
نکته ی سربسته چه دانی، خموش!
خدایی که مکانش لامکان بی
صفابخش جمال گلرخان بی
پدیدآرنده ی روز و شب و خلق
که بر هر بنده او روزی رسان بی
ما روح هستیم و در شرایط انسانی آنجایی قرار گرفته ایم که باید باشیم. پس ابتدا باید برای بهبود وضعیت آگاهی خودمان کاری بکنیم. سپس در بیرون نیز اوضاع بهتر می شود.
هر که صد دریا ندارد حوصله
تا ابد گردد به یک پیمانه خوش
مرد این ره آن زمانی کز دو کون
مفلسی باشی در این ویرانه خوش
بارها گفته ام و بار دگر می گویم
که من دلشده این ره نه به خود می پویم
در پس آینه طوطی صفتم داشته اند
آنچه استاد ازل گفت بگو می گویم
قوی من، بیا به آن سرزمین پرواز کنیم
جایی که محبوب تو زندگی ابدی دارد.
آن سرزمین چاه وارونی دارد
که دهانش همچون رشته ای باریک است
روح واصل از آنجا آب می کشد
بدون طنابی یا کوزه ای.
قوی من، بیا به آن سرزمین پرواز کنیم
جایی که محبوب تو زندگی ابدی دارد.
آنجا هرگز ابرها جمع نمی شوند،
با این که همواره باران می بارد.
بیرون، در باغ چمباتمه نزن –
بیا داخل! بدون بدن خیس شو!
قوی من، بیا به آن سرزمین پرواز کنیم
جایی که محبوب تو زندگی ابدی دارد.
آن سرزمین همواره در ماهتاب غرقه است؛
تاریکی هرگز نمی تواند نزدیکش شود.
همواره از نور خیره کننده ی نه یکی
بلکه هزاران خورشید پوشیده شده است.
قوی من، بیا به آن سرزمین پرواز کنیم
جایی که محبوب تو زندگی ابدی دارد.
کبیر
🌿 مطالب بیشتر را می توانید در کانال تلگرامی لامکان دنبال کنید.
ای آمده از عالم روحانی تفت
حیران شده در پنج و چهار و شش و هفت
می نوش ندانی ز کجا آمدهای
خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت
چون جهان بر شاخ گاو استاده راست
گاو بر ماهی و ماهی بر هواست
پس همه بر چیست؟ بر هیچ است و بس
هیچ هیچ است این همه هیچ است و بس
فکر کن در صنعت آن پادشاه
این همه بر هیچ می دارد نگاه
در خرقه از این بیش منافق نتوان بود
بنیاد از این شیوه ی رندانه نهادیم
چون می رود این کشتی سرگشته که آخر
جان در سر آن گوهر یک دانه نهادیم
عشق تو ز عالم هیولانی نیست
سودای تو حدّ عقل انسانی نیست
ما را به تو اتّصال روحانی هست
سهل است گر اتّفاق جسمانی نیست